آخرین خبرها
خانه / اجتماعی / پاسخ به ابهامات عبدالله شهبازى در مورد بهاييان!
پاسخ به ابهامات عبدالله شهبازى در مورد بهاييان!

پاسخ به ابهامات عبدالله شهبازى در مورد بهاييان!

عبدالله شهبازی نویسنده  و به اصطلاح پژوهشگر وزارت اطلاعات که ید طولایی در امر حمله به باورهای مذهبی غیر از شیعه دارد به تازگی در کانال تلگرامی خود حق شهروندی بهاییان را زیر سوال برده است که مانی امینزاده شهروند بهایی با این نوشته از حق و حقوق شهروندان بهایی دفاع کرده است که طبق قوانین بین المللی که جمهوری اسلامی متعهد به پذیرش آن شده است.

بى شك مقاله آقاى شهبازى گوشه اى از مرگ انسانيت، ضعف شديد منطق و استدلال و دست و پا زدن نظام ديكتاتورى جمهورى اسلامى در قرن ٢١ براى رد أصول مورد قبول جامعه جهانى تحت عنوان منشور جهانى حقوق بشر است.

بر پايه منشور مورد تأييد جامعه جهانى كه خود كشور ايران هم از امضاء كنندگان آن است:

مادهٔ ۲
همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمرو قضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود
ندارد.

مادهٔ ۱۸:
هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است وهیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.

با مطالعه ٢ بند آرائه شده در منشور حقوق بشر اين موضوع به سادگى قابل درك است كه در مرحله اول إنسانها بى هيچ تمايزى مشمول اين منشور ميشوند و در مرحله بعد آزاد در انتخاب دين، تغيير آن و اجراى مناسك دين خود هستند.

اكنون رفتار جمهورى اسلامى و مبلغانش كه از جنس شهبازيها هستند را مورد بررسى قرار دهيم.
آيا مردم ايران بى هيچ تمايزى مشمول حقوق شهروندى ميشوند؟
آيا در ايران آزادى انتخاب دين هست؟
آيا آزادى تغيير دين وجود دارد؟

در قوانين جزايى جمهورى اسلامى، ماده ۲۲۵ لايحه پيشنهادی مرتد فطری را کسی تعريف می کند که «يکی از والدين او مسلمان بوده و او پس از بلوغ اظهار اسلام کرده اما از اسلام خارج شده است». بند ۷ اين ماده مجازات مرتد فطری مرد را اعدام
تعيين کرده است

آيا خوانندگان محترم سنخيتى در اين ماده قانون و منشور حقوق بشر ميبينند؟؟!

در قسمت ديگر اين نوشتهء بى بهاى آقاى شهبازى إذعان داشته اند كه به علت اينكه مركزيت ديانت بهايى در بيرون از مرزهاى ايران است حاكميت ايران همچنين امرى را نميپذيرد و براى اينكه ذهن خواننده را از حقيقت منحرف كند، مينويسد كه دستورات اين مركزيت برخلاف قوانين جمهورى اسلامى است.

حالا سؤالى كه مطرح ميشود اين است كه بر پايه همچنين پيش فرضى ديگر در دنيا سنگى بر روى سنگى بند خواهد شد؟؟!!
در دنيايى كه به سمت جهانى شدن ميرود در تمام نهادها يا اركانش چه فرهنگى و سياسى يا مذهبى و چه ورزشى و اقتصادى و … محلى را به عنوان كانون يا مركز اعصاب فعاليت جهانى خود انتخاب ميكند و اين كانون بايد در نقطه اى از دنيا واقع شود. مثلا مركز مسيحيان عالم (كاتوليك) واقع در واتيكان است. يا مركز بوداييان جهان كشور تبت ميشود. مركز يهوديان سرزمين كنعان و مركز اعصاب اتحاديه اروپا كشور بلژيك و بروكسل ميشود و مركز اسلام سنى كشور عربستان و مركز شيعيان دنيا كشور ايران. مركز دفتر سازمان ملل، نيويورك و كشور امريكا و مركز هندوييسم كشور هندوستان و هزاران مثال ديگر كه ذكرش در اين مقال نميگنجد.
حال حضرت بهاءالله كه متولد تهران است و آثارش به زبان فارسى است و پدر ايشان كه وزير دربار قاجار بوده اند و از خانواده هاى اصيل ايرانى هستند، توسط حكم پادشاه كشور ايران تبعيد ميشوند و ناخواسته خاك ايران زمين را ترك ميكنند و در تبعيد و زندان فوت ميكنند و ناچار با گذشت زمان و افزايش پيروان تفكرش، مركز ادارى ديانت متينش در محل فوت ايشان برپا ميشود ولى اين امر از ديد شهبازيها امرى عجيب ميشود !!!!

بر پايه اين پيش فرض آقاى شهبازى، چگونه مسيحيان كاتوليك ايران اجازه حق شهروندى ميتوانند داشته باشند؟ علارقم وجود تبعيت از مركز برون مرزى خود؟؟! حال اگر ما اين باور شخص شهبازى و جمهورى اسلامى را به تمام دنيا تعميم دهيم هيچ كشورى در دنيا نبايد اجازه حيات يا حقوق شهروندى به مسلمانان چه سنى و يا شيعه را بدهد، چون مركزيتشان در كشورهايى بغيراز كشور اقامتشان است و أساسا كشورهاى غربى و مسيحى، بودايى، هندو، يهودى و … كل ماهيت وجودى اسلام را كذب ميدانند. آقاى شهبازى هويت فاشيستى خود را در مبارزه ناجوانمردانه با جامعه بهايى اينچنين توجيه ميكند.
در حالى كه تاريخ ١٧٤ ساله جامعه بهايى زندگى مسالمت آميز در كنار تمام مردم جهان را نشان ميدهد و احترام به حقوق مدنى كشورها كه از احكام و أصول أوليه جامعه بهايى است امريست كه تمام كشورهاى دنيا بر آن واقفند و آن را تأييد ميكنند و به آن احترام ميگذارند.
حال نگاهى بياندازيم به نگرش ديانت بهايى نسبت به رعايت و أطاعت از قوانين كشورها:
در جامعهء بهائی افراد بهائی موظف به اطاعت از حکومتند. از دیدگاه بهائی حکومت که وظیفه اش اداره و حفظ جامعه است باید مورد احترام و حمایت افراد قرار گیرد تا کارکرد خود را به درستی انجام دهد. اگر هر فردی بخواهد مطابق میل وسلیقهء خود از دستورات حکومتی سرپیچی کند دیگر حکومت معنایی نخواهد داشت. حضرت بهاءالله ميفرمايند اگر حكومت عادل باشد نه تنها باید از آن قوانين اطاعت کرد، بلکه باید با دل و جان در خدمت آن بود و در اجرای نیات خیرش با آن همکاری کرد؛ و حتی اگر حکومت عادل هم نباشد باید از آن اطاعت کرد، ضمن این که برای اصلاح امور آن نیز باید تلاش نمود. اما در این میان استثنایی وجود دارد و آن وقتی است که حکومت بخواهد در امور وجدانی افراد دخالت کند و آنان را به اموری خلاف اخلاق و یا ایمانشان وادارد. در این صورت بهائیان شهادت را بر اطاعت ترجیح می دهند. به عبارت دیگر بهائیان در امور اجتماعی و اداری مطیع حکومتند، ولو آن را قبول نداشته باشند، ولی در امور فردی و وجدانی و اخلاقی مطیع تعالیم الهی هستند.
البته شكى در آن نيست كه بهاييان در بسيارى از أصول وجدانى و ايمانى با ماهيت جمهورى اسلامى متفاوت هستند و أصول آن را قبول ندارند. بهاييان به تقيه (دروغ مصلحتى) ايمان ندارند، تساوى حقوق زن و مرد را ميخواهند، قصاص و شلاق و شكنجه را راهى براى جلوگيرى از جرم نميدانند، به امر به معروف و نهى از منكر اعتقاد ندارند و آن را دخالت در أمور خصوصى مردم ميدانند و از آن منع شده اند. بهاييان، آخوند و ملا و كشيش و خاخام ندارند و وجود اين طبقه را غير ضرورى ميدانند. اعتراف به گناه را در پيش انسان گناه كار ديگر اشتباه ميدانند و فقط در مقابل خداوند لب به توبه ميگشايند. چه بالاى منبر و چه پايين منبر نشينى را پسنديده نميدانند، حجاب را وسيله اى براى حفاظت زنان در اين عصر نميدانند و در ١٧٠ سال پيش بزرگ زن تاريخ ايران “طاهره قرة العين” تحت تأثير آموزه هاى اين دين مبين حجاب از سر خود بر ميدارد و زمان آزادى زن را ندا ميدهد. بهاييان به حكم نجاست ايمان ندارند و آن را مانع ارتباط بين مردم ميدانند. بهاييان با تمام مردم معاشرت ميكنند و به تقسيم بندى جامعه به كافر و مشرك اعتقاد ندارند. بهاييان به وحدت عالم انسانى اعتقاد دارند و برده دارى و استعمار و استثمار را بالكل نهى ميدانند. بهاييان معتقد به تعديل معيشت هستند و تفاوت فاحش طبقاتى را دوست ندارند و جامعه پويا را جامعه اى ميدانند كه اين فاصله را به حداقل برساند و …
در تمام موارد بالا بهاييان با نظام كنونى جمهورى اسلامى به صورت بنيادى تفاوت انديشه دارند ولى هيچكدام از اين موارد باعث سرپيچى از قوانين جارى و سارى نظام كنونى نميشود. بنابراين شخص عبدالله شهبازى بايد بداند كه بهاييان در أمور اجتماعى و ادارى مطيع حكومتند ولى در أمور فردى و اخلاقى و ايمانى مطيع تعاليم الهى هستند و اين موضوع هيچ لطمه اى به نظام حكومتى هيچ كشورى وارد نمى آورد. همانطور كه تمام كشورهاى دنيا اين رفتار جامعه بهايى را تجربه كرده اند و با آغوش باز از جامعه بهايى استقبال ميكنند و به شهروندان بهايى خود حقوق شهروندى برابر أعطاء ميكنند. و البته به همچنين مسلمانانى كه در كشورهاى غربى نيز ساكن هستند ضمن دنباله روى از أصول اعتقادى و ايمانى خود داراى حقوق شهروندى هستند. مسلمانان تمام أعياد خود را جشن ميگيرند و كار خود را تعطيل ميكنند. در تمام كشورهاى دنيا مساجد خود را برپا ميكنند و به عبادت در معابر و أماكن عمومى ميپردازند، زنانشان حجاب خود را رعايت ميكنند و به مشاغل دولتى و سياسى گمارده ميشوند. بدون كتمان عقيده شان به دانشگاه ميروند و كار ميكنند و به تبليغ دين و ايمان خود نيز ميپردازند. ولى آيا همچنين حقوقى بهاييان در نظام جمهورى اسلامى دارند؟ جواب واضح است، خير!
در ادامه عبدالله شهبازى دروغهايش را ادامه ميدهد كه بهاييان در زمان شاه به دستور بيت العدل كتمان عقيده ميكردند!! ايشان هيچ سندى براى اين حرف نامربوط خود آرائه نميدهند و خواننده خود را در پايين ترين سطح فهم فرض ميكند. تاريخ جامعه بهايى در زمان شاه نيز كاملا واضح و شفاف است، البته بهاييانى بوده اند كه به علت استعداد و قابليت شخصى به مشاغل عاليه غير سياسى گماشته شده اند و اين امر هيچ منافاتى با أصول آيين بهايى ندارد همانگونه كه امروزه بهاييان بسيارى در سرتاسر عالم به أمور و مشاغل عاليه مشغولند و به رشد جوامع خود كمك ميكنند.
در قسمتى ديگر اين شخص اشاره به خصمانه بودن سياست بهاييان در مقابل حكومت ايران ميكند و دوباره بدون حتى يك مثال از اين موضوع رد ميشود و براى شعور خواننده مطلبش كوچكترين احترامى نميگذارد. در احكام ديانت بهايى هيچ موضع خصمانه اى وجود ندارد حتى براى دشمن خود. بهاييان از حمل اسلحه و جدال و نزاع منع شده اند.
در انتها چند نمونه از آثار حضرت بهاءالله در مورد حيات بهايى ذكر ميكنم:
حضرت بهاءالله ميفرمايند:
يا حزب الله، به يقين مبين بدانيد فساد و نزاع و قتل و غارت، شأن درندگان ارض است مقام انسان و شأنش به علم و عمل است. (كتاب إشراقات ١٤)
و نيز ميفرمايند: عموم اهل عالم بايد از ضّر دست و زبان شما آسوده باشند. (لوح دنيا)
و همچنين ميفرمايند: قسم به آفتاب فجر توحيد كه اگر احباى الهى كشته شوند، نزد اين عبد، محبوب تر از آن است كه به نفسى تعرض نمايند. بگو اى عباد، جمال رحمان براى احياى عالم و اتحاد اهل آن، ظاهر شده نه از براى تفريق و سفك دماء (خونريزى) (امر و خلق ٣-١٩٣)
و همچنين: هر نفسى كه سبب حزن جانى و نوميدي دلى گردد اگر در طبقات زمين مأوى جويد بهتر از آن است كه بر روى زمين سير و حركت كند. (مائده آسمانى ٥-٢٧٢)
و نيز: شماها بايد به آنچه سبب آسايش عالم انسانى است تشبث نماييد. (اخلاق بهايى -٦٠)
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:
” زخم ستمکاران را مرحم نهيد و درد ظالمان را درمان شويد اگر زهر دهند شهد دهيد. اگر شمشير زنند شکر و شير بخشيد. اگر اهانت کنند اعانت نمائيد .اگر لعنت نمايند رحمت جوئيد . در نهايت مهربانی قيام نمائيد و باخلاق رحمانی معامله کنيد و ابدا بکلمه رکيکی در حقّشان زبان نيالائيد “. (ص ٢٢٨ ج ٣ امر و خلق)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.