آخرین خبرها
خانه / جفا به مسیحیان / درد و دلهای سعید عابدینی پس از آزادی از زندان
درد و دلهای سعید عابدینی پس از آزادی از زندان

درد و دلهای سعید عابدینی پس از آزادی از زندان

صحبت های شنیده نشده از کشیش سعید عابدینی در ارتباط با زندگی خود پس از رهایی اش از زندان ایران،وی در مصاحبه ای با مجله مسیحیت امروز گفته است :او و همسرش همچنان در روند جدایی قانونی هستند پس از آنکه نغمه عابدینی درخواست حکم را علیه او را به اجرا گذاشته است.

به گزارش خبرگزاری صدای مسیحیان ایران (Vocir) سعید اظهارات خود را دوباره  در مصاحبه ای با خبرگزاری Cbn تاکید  میکند که نغمه هیچ زمانی توسط او  مورد آزار و اذیت قرار نگرفته است،با توجه به تلاشهای نغمه و فرزندانشان برای رهایی وی از زندان نشان از این دارد که وی را مورد آزار و اذیت قرار نداده است.

سعید عابدینی در این مصاحبه بازگشت به خانه را ناامید کننده تصور میکند،و عنوان میکند که،پس از آزادی من خیلی متفاوت تر از آنچه که از آزادی تصور میکردم روبرو شدم،من منتظر استقبال و خوش آمدگویی خانواده مخصوصا همسرم و کلیسایمان در شهر بویزی بودم ،اما من چنین چیزی ندیدم ،من تصور میکردم ،که یک بار  از زندان آزاد شدم، من که قرار بود به آرامش برسم  و زمانی برای آرامش  است، اما وضعیت بدتر می شود! امروز اخبار غلط منتشر میشود و همچنان من به آرامش و آزادی دست پیدا نکرده ام وی این را تشبیه میکند به “خارج شدن از یک زندان و ورود به زندانی دیگر”!

سعید در ادامه میگوید مردم از او تصور غلطی در ذهن دارند!

مردم دو نوع تصور از او دارند یک عده او را قهرمان و استوار در ایمان خود میدانند و یک عده او را شخص آزار دهنده و بیمار میپندارند! او میگوید وقتی با مردم صحبت میکند سردرگمی را در آنها مشاهده میکند و چنین عنوان میکند که من نمیتوانم باور کنم این سردرگمی با هدایت روح  خداوند باشد بلکه این با هدایت شیطان است کسی که می خواهد من  موعظه انجیل دست بردارم  و می خواهد جلوی شادی مردم را برای آزادی من بگیرد ،و سعید آنرا یک پیروزی بزرگ برای جهان مسیحی تلقی میکند و عنوان میکند که شیطان با این اطلاعات غلط در مورد من کلیسا را در سردرگمی فرو میبرد و مطمئنم پشت این اتهامات شیطان قرار گرفته است!

خبرنگار این مجله از سعید در ارتباط با مشکل خانوادگی اش که در سال ۲۰۰۷ برای وی ثبت شده است پرسش میکند،سعید در پاسخ به خبرنگار میگوید دادگاه هم میتواند اشتباه های زیادی بکند آنها که خدا نیستند،این را به فرانکلین گراهام هم گفته بودم،و او بمن گفت سکوت اختیار کنم و در این رابطه با هیچ کسی صحبت نکنم گراهام من را تشویق کرد  و گفت  “اجازه بده  افراد دیگر از تو دفاع کنند .” من فکر می کنم دادگاه اشتباه کرده است ، و همینطور  تا سه هفته قبل نمی دانستم که دادگاه برای من اعلام جرم کرده بود! و هیچ کسی هم بمن نگفته بود که دادگاه ۹۰ روز حکم برای من صادر کرده است!

خبرنگار میپرسد”شما به یاد ندارید که در سال ۲۰۰۷ به دادگاه رفته بودید”؟

کشیش سعید عابدینی در پاسخ میگوید “بله دادگاه رفته بودم ولی آن زمان من تازه به آمریکا آمده بودم در آن زمان انگلیسی من بسیار ضعیف بود. هر آنچه را که اتفاق افتاده بوده بین نغمه، وکیل و دادگاه بود، بنابراین من نمی دانم چه اتفاقی افتاد، آنها گفتند که همه چیز خوب بود”،من هم گفتم، خوب اشتباه شده  سپس سه هفته پیش در اخبار دیدم  که من مجرم شناخته شده ام! و شوکه شدم .

خبرنگار از سعید عابدینی میپرسد  آیا در سال ۲۰۰۷ زندانی هم شدید؟

سعید در پاسخ میگوید “فقط یک شب، هنگامی که نغمه به  ۹۱۱(شماره اضطراری) تماس گرفت ، پلیس آمد و پرسید چه اتفاقی افتاده است  و من گفتم ،این کاملا اشتباه است و آنها گفتند:” کسی با ۹۱۱ تماس گرفته و شما باید با ما بیایید من یک شب را در زندان سپری کردم ، و روز بعد نغمه در دادگاه  گفت:من اشتباه کرده ام او  مرتکب چنین کارهایی نشده است و آنها گفتند که این اتهام رد شده است!

در ادامه گزارش خبرنگار از چگونگی تحمل آنهمه شکنجه در زندانهای ایران و حفظ ایمان مسیحی از سعید سوال میپرسد:

سعید در پاسخ میگوید :از زمانی که من به عنوان یک مسلمان که به مسیحیت ایمان آورده میدانستم  برای مسیحی شدن کشته خواهم شد،از همان روز اول من با این ترس مبارزه میکردم ،ما ازاولین کلیساهای خانگی در ایران بودیم پس خیلی در مبارزه  باروح ترس قرار داشتیم در ابتدای ایمان مسیحی مبارزه با روح ترس آغاز میشود،اما شما یاد میگیرید که چگونه در خداوند رشد کنید و به خدا اعتماد کنید،سعید میافزاید که زمانی که من شنیدم محکوم به حبس شدم خیلی خوشحال شدم نه به خاطر معروف شدن بلکه به خاطر اینکه جهان پیغام انجیل را شنید.

ترس وجود دارد از آنچه که مسلمانان افراطی ساخته اند و ما در مدیا شاهد آن هستیم”داعش سر مسیحیان را از تن جدا میکند،القاعده مردم را میکشد و نامه های تهدید مرگ ارسال میکند،متاسفانه این چیزی است که اسلام میخواهد هل دادن شما به سوی روح ترس”.

خبرنگار نقش کلیسای  آمریکایی در آزادی وی را از او جویا میشود؟

سعید میگوید آنها کار خود را به خوبی انجام دادند،من فکر میکنم خدا کاری را آغاز کرده اما هنوز به پایان نرسانده است،من در نامه ام به رییس جمهور ایالات متحده از او قدردانی کردم و نوشتم که امواج رهبران را هدایت میکنند ،امواج کلیسا هست و رهبران رییس جمهور ها ،ما فراموش میکنیم که میتوانیم رهبران را با امواج به حرکت در بیاوریم و این موج احیای مجدد است.

من ایمان دارم که ماجرای من و زندانی شدنم فقط برای احیای مجدد است،برای وحدت جهت آغاز هل دادن رهبران برای باز کردن راهی که ما باید برویم،همانطور که می دانید، در رسانه ها  گفته شد  که دولت ایالات متحده و یا اوباما نمی خواستند در رابطه با مسله آزادی من همکاری کنند . اما این موج  به دلیل وحدت در دعا آغاز شد ، چرا کلیسا، در حال حرکت بود چرا که تمام جهان مسیحی در حال حرکت بودند ، آنها یک موج ایجاد کردند و رییس جمهور را به حرکت وا داشتند،ما مردم هستم و  تنها قدرتی که میتواند رهبران و رییس جمهور ما را  به حرکت وا دارد قدرت عظیم  خداوند و خواست او است.

گاهی اوقات ما قدرت خود را  ما فراموش میکنیم، ما فقط با تمرکز بر روی مغز  به حرکت در میاییم . ماباید به یاد داشته باشیم که پاها در واقع مغز را به حرکت در میاورند.

سعید عابدینی کشیش مسیحی ایرانی‌آمریکایی است که در ایران به اتهام جاسوسی زندانی بود. وی در ایران و از تابستان سال ۲۰۱۲بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد. در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳ بنابه گزارش‌ها به اعدام و پس از تخفیف مجازات به هشت سال زندان محکوم، اما دو سال بعد از زندان آزاد شد. اتهام وی تضعیف امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغ مسیحییت از ابتدای سال ۲۰۰۰ عنوان شده‌بود. در شرع تبلیغ دیگر ادیان بغیر از اسلام جرم محسوب می‌گردد،عابدینی در سال ۲۰۰۰ از اسلام به مسیحیت گروید و این درحالیست که مسیحیت طبق قانون اساسی ایران جزو اقلیت‌ها محسوب می‌گردد. نوکیشانی که از اسلام به مسیحیت گرویده باشند بنابر شرع و گاه قانون ایران مجرم هستند. به ویژه، هنگامی‌که عبادت‌هایشان را همراه دیگر مسیحیان و نوکیشان، در کلیسای خانگی، که در ایران غیرقانونی محسوب می‌شود انجام دهند. در اوایل ۲۰۰۰، زمانی‌که جنبش کلیساهای خانگی هنوز در جمهوری اسلامی ایران از سوی دولت تحمل می‌شد، خانواده عابدینی در جنبش کلیسای خانگی سرشناس شدند.

یک نظر

  1. با سلام

    وقتی انسان به پوچی خودش برسد حرفایی میزند که نه مفهومی برای شنونده و خواننده دارد نه خود
    شخص میداند چی میگوید / این یعنی تهی شدن انسان از همه چیز/ همین اقا سعید داره ادای قدیس
    شدن را در میاره نه کلماتش مفهمومی دارد نه میشه این جملات را با گفتار یک انسان عاقل مقایسه کرد
    واقعا متاسفم که ماها بخاطر هیچ و پوچ فقط به اسم رسیدن بخدا داریم گزافه می بافیم
    خدا در وجود انسانه ، نمیخواد صغرا کبرا ببافی تا بهش برسی همینکه احساس کنی زاده شدنت / زندگیت
    و مردنت در دست کسیست رسیدی بخدا / از این شاخه به اون شاخه پریدن بی معنیست و گول زدن خود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.